خرید بک لینک

درباره سایت

روزگار

امکانات وب

حساس

در پیچ سخت و عجیب روزگاری ایستادیم که یا ریشه میشوزد و دست باد میشود
یا رخت ماندن تن میکنند و سفر های بزرگی برای بازگشت دوستانمان چهن میکنم
یا غرق میشویم یا غرق میکنیم
کشتی عمر این روزها پر است از تنش " اضطراب " بیزاری

بیزاری کلام آخر تنفر من است

و می مانیم بین نهاد تن با ترس

بین خسم و خشم

بین مردمی که هر روز می توانستند بخدند اما کسی دوست نداشت

برچسب: نویسنده: روژان طاهری تاريخ: شنبه 17 مرداد 1405 ساعت: 20:30

دومین سالکرد ازدواج اممصادف شد با تولد 30 سالگیدردی عمیق از خواسته ها و آرزو ها در کنار جورچین آدم کنارمسعی در کشیدن من در اعماق اقیانوس افکارم در تاریک ترین نقطه جهانماما من پسر زادهی بهشتمهرجا باشم سبز میشوم" یه سری کارای جدید و امید جدید دارم که خیلی جدی ترندرست در تصادف خط عمر 30 سالگی که انتظارش رو میکشدیم "امیدوارم زودتر و بیشتر بنویسمکه جان میدهد مرا... + نوشته شده در یکشنبه سی ام اردیبهشت ۱۴۰۳ ساعت 11:7 توسط زک جولویک  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: روژان طاهری تاريخ: چهارشنبه 9 خرداد 1403 ساعت: 14:02

نمیدانم سر کدام پیچ شوق کودکی را جا گذاشتم و حتی نمیدانم به چه تصویر میشد به چه نامش صد میکردم چه شد که در چند ماه زیر و زبر شد حال من کجا پیدا کنم آن را... کجا؟

برچسب: نویسنده: روژان طاهری تاريخ: يکشنبه 12 آذر 1402 ساعت: 11:01

یکسال از زندگی مشترک گذشتخوش حالم..گاهی دلتنگ میشم..گاهی یاد گذشتهادمای قدیمیادمای همین جادوست هایی که اینجا رفیق شدنادما هایی که هنوز به فکرشونماتفاقی نگاهشون میکنمچقدر بزرگ شدیمچقدر این نهال زود بزرگ شداردیبهشت 86 من وبلاگ ساختمچه کودکی در من هنوز میل شوق کودکی دارد... + نوشته شده در چهارشنبه سوم خرداد ۱۴۰۲ ساعت 10:20 توسط زک جولویک  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: روژان طاهری تاريخ: چهارشنبه 11 مرداد 1402 ساعت: 13:34

هنوزم به نوشتن علاقه دارم

هنوزم بهم جون میده

این روزا که گیر وام و پول شدم یکم

سخت خودم رو سر حال نگهدارم

ولی امید به خدا باعث میشه برم جلو

باعث میشه بتونم

خوشحالم هنوز و خداروشکر

زندگی جذاب تر از اونی بود که فکر میکردم

مثل یه بازی جذاب و پر از اتفاقات جدید

برچسب: نویسنده: روژان طاهری تاريخ: جمعه 3 تير 1401 ساعت: 20:15

ی موج عجیب تغییرات مثل یه انقلاب زنتیکی

برچسب: نویسنده: روژان طاهری تاريخ: جمعه 3 تير 1401 ساعت: 20:15

16روز میشه که خدمتم تموم شده

امروز یکم حالم بهتره...چیزای سختی رفتن و من هنوز هستم

منتظر کار و زندگی که بیام بنویسم

برچسب: نویسنده: روژان طاهری تاريخ: جمعه 25 بهمن 1398 ساعت: 2:21

سال ها پشت هم میان و میرن و ما رو با خودشون می برن...

تنها اثر ماست که می مونه

خوب باشید

برچسب: نویسنده: روژان طاهری تاريخ: سه شنبه 2 مرداد 1397 ساعت: 20:07

زندگی شاخه سروی است که همیشه سبز است...

برچسب: نویسنده: روژان طاهری تاريخ: يکشنبه 9 ارديبهشت 1397 ساعت: 13:08

10سال و چند ماه از اردیبهشت 86 می گذرد...

همین

برچسب: نویسنده: روژان طاهری تاريخ: پنجشنبه 14 دی 1396 ساعت: 18:08

زمان نشان داد 10 سال بعد هیچکس دیگر نیست

اما من هستم 3>

تاریخ را تکرار نکن..

عهد بزن و بمان

+ نوشته شده در یکشنبه هشتم مرداد ۱۳۹۶ساعت 17:10 توسط زک جولویک |

برچسب: سالگی, نویسنده: روژان طاهری تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 1:40

امیدوارم خودت باشی که بدون اسم و وب نظر گذاشتی ی ماه پیش... هر روز با نبودنت سر می کنم این راه را هر روز من گز می کنم بیچاره من که هر روز می روم اما می بینم نیستی و دغ می کنم باز صبحی و من زنده می شوم باز همان و همان که گفتم می کنم شرط عشق رد شدن از عقل است و بس من که از عزل اقرار به دیوانگی می کنم ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: روژان طاهری تاريخ: دوشنبه 22 خرداد 1396 ساعت: 21:37

اینجا را سالیانی دراز است اداره می کنم..گاهی کافه فوتبالی ها بود گاهی سرگرمی تابستانه..هر چه بود که هر دل و یار نبود..خودم هم باور نمی شود روزی بوده و من درگیری عاشقانه نداشتم..بعد مدتی مرخصی برگشتم به پناهگاهم..قطاری از روی دلم گذشته و بود و هیج مرهمی هیچ جا یافت نبود..همین اطراف بودم که با تکه چوبادامه مطلب

برچسب: نویسنده: روژان طاهری تاريخ: دوشنبه 22 خرداد 1396 ساعت: 21:37

یک روز آن طور که دلت می خواست ، آنطور که دلم می خواست.

همان طور که فکرش را میکردیم

چقدر برایش برنامه ریختیم

وقت صرف کردیم

قول دادیم

من آنقدر بد که هستم ، نمی شوم و تو نمی دانم چگونه بیشتر باز مرا میبخشی و باز می خندیدم..

راستش می دانی آنطور که بود نشد و آنگونه که وقت گذاشتیم ثمر نداد

تو آنقدر خوب تر شدی اما من همچنان بد شدم و نشد..

نشد

نشد

نشد

[ یکشنبه چهاردهم شهریور ۱۳۹۵ ] [ 20:13 ] [ زک جولویک ] [ ]

برچسب: نویسنده: روژان طاهری تاريخ: دوشنبه 22 خرداد 1396 ساعت: 21:37

از آنچه فکر می کنی ساده تر است..

شروع و تمام..

میانش هرچقدر هم طولانی باشد..

اخرش کوتاه است..

تمام که شود تمام شده است..

نه از دست تو کاری برمی آید نه او..

به خودت می آیی و میبینی تمام شد..

تمام دنیا شروع بشنود..

باز تو تمام ، تمامی..

تمام

[ پنجشنبه بیست و پنجم شهریور ۱۳۹۵ ] [ 1:33 ] [ زک جولویک ] [ ]

برچسب: نویسنده: روژان طاهری تاريخ: دوشنبه 22 خرداد 1396 ساعت: 21:37

صفحه بندی